حسن حسن زاده آملى

43

هزار و يك كلمه (فارسى)

فائده 1 : عارف رومى در آخر دفتر دوم مثنوى معنوى فرمايد : غوره‌هاى نيك كايشان قابلند * از دم اهل دل آخر يكدلند سوى انگورى همىرانند تيز * تا دويى برخيز دو كين و ستيز پس در انگورى همى درند پوست * تا يكى گردند و وحدت وصف اوست آفرين با عشق كل او ستاد * صد هزاران ذرّه را داد اتّحاد متألّه سبزوارى در شرح « تا يكى گردند و وحدت وصف اوست » فرمايد : چه وصول ذى الغاية به غايت به نحو تحوّل است نه به محض قرب اضافى ، چنان كه بعضى از حكما در استكمالات نفوس ناطقه قدسيه اتحاد نفس را به عقل فعّال قائلند ، پس همه نفوس كليه الهيه كه در صعود به غايت واحده متحوّل شوند متّحد باشند ، چنان كه در عالم عقل پيش از ورود بر ابدان « متّحد بوديم و يك جوهر همه » مانند اقطارى كه همه به يك مركز منتهى شوند ( شرح اسرار ، دفتر دوم ، ط 1 ، رحلى ، چاپ سنگى ، ص 182 ) . فائده 2 : و نيز متأله سبزوارى در بيان اين برهان - اعنى برهان وصول به غايت بر حركت در جوهر طبيعى - فرمايد : إنّ الوصول بنحو التحول و الاتّحاد لا بالاتّصال الإضافي ، فإنّ النفس تتحوّل إلى العقل بالفعل ، و العقل يفنى في العقل الفعّال ، و هذا لا يتيسّر إلّا بالتبدّل الذاتي و الحركة الجوهرية من نقص ذاتي إلى كمال ذاتي ( غرر الفرائد ، ط ناصرى ، ص 244 ) . و نيز آن جناب در همين موضوع افاده فرموده است كه : لو لم تجز الحركة في الجوهر لم يتحقق حقّ الوصول إلى الغايات ، و التالي باطل ، فالمقدّم مثله ( غرر الفرائد ، ط ناصرى ، ص 244 ) . فائده 3 : اين برهان را به افادتى از حضرات استادم علامه شعرانى ( روحى فداه ) در سفينه‌اى مشحون از مثقلات معارف به قلم رصين و وزين آن جناب كه اكنون در اين بندر لنگر انداخته است ، به پايان مىرسانيم : عالم هميشه در تجدّد است ، و صورت آن لا ينقطع تبديل مىشود چه آسمانها و چه زمينها ، زيرا كه طبيعت مبدء قريب حركت است ، و علّت حركت بايد متجدّد